تبلیغات
فتنه نیوز - رضایی: هاشمی‌‌ رفسنجانی صدور انقلاب را متوقف ‌كرد
سایت فتنه نیوز افتتاح شد 

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 25 اردیبهشت 1390
دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است كه دولت هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی صدور انقلاب را متوقف ‌و در سیاست داخلی ‌فضای باز سیاسی و نقد را محدود كرد.

http://www.irdc.ir/storage/images/20110515130116t200-hashemirezaii.jpg

به گزارش جهان به نقل از فارس، آنچه در ذیل می‌آید، گزیده‌هایی از كتاب «رویارویی سوم و جهاد اقتصادی» نوشته محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره اصلاحات اقتصادی - بیداری سوم است:

اصلاحات اقتصادی
عجیب است كه در مسیر اقتصاد هم اتفاقاتی مشابه سیاست روی داد. چه در دوره‌های قبل از انقلاب و چه در دوره‌های پس از انقلاب اسلامی ابتدا تلاش‌های اصلاحی برای تحول در اقتصاد ملی شروع شد. تلاش‌های اصلاحی امیركبیر كه قبل از بیداری ملت ایران آغاز شد با شهادتش نیمه‌تمام ماند.
در دوره ملی شدن نفت هم غربی‌ها ما را تحریم كردند و دولت وقت ناچار شد برای اداره كشور اوراق قرضه چاپ كند. بعد هم با كودتای غربی دولت ملت سرنگون شد.

اقدامات رضاشاه و پسرش هرچند ظاهری اصلاحی داشت ولی به علت وابستگی اقتصادی و مونتاژی و تشدید اقتصاد دولتی خسارات بزرگی در زیرساخت‌های اقتصادی به وجود آورد.
در حقیقت اصلاح اقتصادی با دیكته غربی نتیجه‌ای بهتر از آن نمی‌توانست داشته باشد. آنچنان دولت و نفت بر اقتصاد ملی سایه انداخت كه با گذشت سی سال از سقوط نظام شاهنشاهی هنوز نتوانسته‌ایم از دخالت دولت و انحرافی نجات پیدا كنیم كه نفت در اقتصاد ملی به وجود آورده است.

حضرت امام در این باره فرمودند: اصلاحات آقایان بازار سیاه برای آمریكا و اسراییل درست كرده است. در حقیقت اصلاح اقتصادی با دیكته غربی ممكن نبود نتیجه‌ای بهتر از آن داشته باشد. در زمان پهلوی آنچنان دولت و نفت بر اقتصاد ملی ایران سایه انداخت كه با وجود آنكه سی سال از سقوط نظام شاهنشاهی می‌گذرد دولتمردان ایران نتوانسته‌اند از دخالت دولت و انحرافی كه نفت در اقتصاد ملی به وجود آورده نجات پیدا كنند. بزرگ شدن دولت در اداره كشور هزینه‌ها و خسارات زیادی بر دوش مردم گذاشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرصت بهتری برای اصلاح اقتصاد ملی فراهم شد. ایران پس از انقلاب در دوره اصلاحات اقتصادی را پشت سر گذاشت. دهه اول انقلاب اسلامی بیشتر به سوی اقتصادی دولتی حركت كردیم و خودكفایی بیشتر تبلیغ می‌شد در این دوره اقتصاد به بازار به شدت مورد هجوم قرار گرفت و زندگی كوپنی تبلیغ شد.
دوره دوم اصلاحات اقتصادی به دولت‌های آقایان هاشمی و خاتمی برمی‌گردد. در این دوره دولت‌ها اقتصاد كشور را به سوی اقتصادی آزاد بردند.
در این سه دهه مسئولان كشور تلاش خود را بر اصلاحات اقتصادی گذاشته بودند. آقای دكتر احمدی‌نژاد هم چارچوب اقتصادی خاصی را پیش برد كه مهمترین ویژگی آن نوعی اقتصاد دولتی بود. در حالی كه ایشان از فروپاشی نظام‌های بین‌المللی یاد می‌كرد یا از تحول اقتصادی در ادبیات خود استفاده می‌نمود ولی ایشان هم نوعی اصلاحات از نوع دولتی با محور عدالت در اقتصاد ایران را پیگیری كردند.

الگوی اقتصادی
الگوهای اقتصادی كه تاكنون در اقتصاد ایران به كار گرفته است با هم متفاوت بوده است. اقدامات زیگزاگی شاید بهترین تعبیر باشد كه رهبر انقلاب اسلامی در جلسه با نخبگان توسعه برای آن به كار برد. در زمان مهندس موسوی به اقتصاد دولتی نزدیك شدیم. در زمان آقایان هاشمی و خاتمی به اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری و در زمان دكتر احمدی نژاد به اقتصاد دولتی برگشتیم. با تأكید رهبر انقلاب گروهی برای تدوین این الگو گردهم آمدند و از نخبگان كشور هم خواسته شده است كه به این امر مهم بپردازند.

دستاوردها و هزینه‌های اصلاحات
نكته مهمی كه در اینجا وجود دارد این است كه اصلاحات اقتصادی چه دستاوردها و هزینه‌هایی برای ایران در برداشته است؟
قبل از پاسخ به این پرسش لازم می‌دانم رویكرد خود را درباره ارزیابی گذشته بیان كنم. من گذشته را سیاه و سفید نمی‌بینم و تنها به نیمه خالی لیوان نگاه نمی‌كنم، بلكه تلاش می‌كنم كه در مقابل سیاهی‌ها بخش سفید گذشته را هم نمی‌بینم. هرچند گذشته قابل نقد است ولی نباید منفی شود. نفی گذشته زیرپا گذاشتن افتخارات و تلاش و زحمات نسل‌های قبلی است. دوره آقایان هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و موسوی قابل نقد است و برای آینده هم باید از آن دوره‌ها درس گرفت ولی نفی آن گذشته‌ها ظلم بزرگی به تاریخ تلاش‌های ملت است. تنها بخشی كه قابل نفی است انحرافاتی است كه در آن اصلاحات صورت گرفته است كه در صفحات بعدی به آن می‌پردازم.

متأسفانه در كنار زحمات فوق العاده‌ای كه در دولت‌های گذشته و دولت آقای احمدی نژاد صورت گرفته انحرافات و تجدیدنظرهایی هم در اصول و ارزش‌های انقلاب انجام شده است كه آنها هم به نوبه خود خساراتی را به مردم و نظام اسلامی وارد كرده است. نقد آنها برای جلوگیری از تدوام انحرافات ضروری است. بنابراین ترجیح بر آن است كه گذشته دولتها را به سه قسمت كنیم:
۱- بخشی از تلاش دولت‌های گذشته،‌ بخشی از افتخارات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است. كشور ما در تمامی ابعاد پیشرفت‌های قابل افتخاری در سی سال اخیر داشته است.
۲- بخشی از فعالیت‌های دولت‌های ایران، اشتباهات و اشكالاتی دارد كه قابل نقد است. در سیاست داخلی و روابط بین‌المللی اشتباهاتی صورت گرفته است. در اقتصاد ایران اشتباهاتی صورت گرفته است.
۳- بخشی از اقدامات دولتها، انحرافات و تجدیدنظرهایی بوده است كه آسیب‌های زیادی بر ملت و نظام جمهوری اسلامی وارد كرده است.

معماری بزرگ
آقای هاشمی پس از امام به معماری تازه‌ای در سیاست داخلی، خارجی، فرهنگی و اقتصادی كشور دست زد. اصلاحات فرهنگی و اقتصادی كه از ریاست جمهور آقای هاشمی شروع شد چند هدف را دنبال می‌كرد:
۱- بازسازی مناطق جنگی و خرابی‌های ناشی از جنگ
۲- سازندگی اقتصادی كشور
۳- تعامل با غرب و جذب سرمایه خارجی و ورود تكنولوژی و دانش فنی
شعار دوم و سوم بیشتر به اصلاح اقتصاد ملی برمی‌گشت كه در اثر تخریب‌های دویست ساله اخیر در دوران پهلوی و قاجار بر اقتصاد كشور وارد شده بود. از طرف دیگر ناظر بر جبران عقب‌ماندگی كشور طی همین مدت بود.

در هر دو زمینه تلاش‌های بزرگی در كشور صورت گرفت تمام كشور تبدیل به كارگاه بزرگی شده بود. ده‌ها سد و بزرگراه و دانشگه و كارخانه ساخته شد. نیروهای انقلاب از جنگ برگشته هم با تمام توانایی خود از ایشان در زمینه‌های سازندگی حمایت می‌كردند.
ولی در كنار فعالیت‌های اقتصادی یك زاویه انحرافی در دولت ایشان نسبت به اصلاحات سیاسی و فرهنگی پس از انقلاب به وجود آمد كه این انحراف در دوران آقای خاتمی ادامه یافت و در برخی از ابعاد گسترش پیدا كرد.

۱- در گفتمان و ارزش های انقلاب و روش‌های جهادی بازنگری شد.
الف- در سیاست خارجی صدور انقلاب را متوقف كرد. رابطه با عربستان در منطقه و بهبود رابطه با آمریكا را در روابط بین‌الملل دو مشی اصلی در سیاست خارجی برگزید.
ب- در سیاست داخلی فضای باز سیاسی و نقد را محدود كرد. وی انتقادات را برای حال و هوای بازسازی كشور مضر می‌دانست و دولت خود را دولت كار نامید.
ج- از توصیه‌ها و نسخه‌های غرب در اقتصاد استفاده كرد. وی از لیبرالیسم اقتصادی به صراحت دفاع می‌كرد. سیاست‌های تعدیل بانك جهانی را برای اصلاح اقتصادی كشور پذیرفت.

د- در بعد فرهنگی در بسیاری از ارزش‌هایی كه در میان نیروهای انقلاب جان گرفته بود تجدیدنظر كرد یا به آنها بی اعتنایی نشان داد.
۲- خیمه انقلاب ب شدت محدود و كوچك شد.
الف- نهادهای انقلابی را در نهادهای سنتی ادغام نمود. جهاد سازندگی را در وزارت كشاورزی و بقیه نهادها را در وزارتخانه ها ادغام كرد. با تعریفی كه در این زمان از سپاه و بسیج صورت گرفت آنها را از بعد انقلابی به بعد حكومتی متمایل كرد.
ب- عقبه جبهه انقلاب كه نیروهای انقلاب در جامعه بودند به حال خود رها شدند. قریب سه میلیون بسیجی جبهه رفته و با انگیزه های انقلابی و جهادی در جامعه رها یا به تعبیری بی سرپرست شدند.

بنابراین در ادبیات و گفتمان انقلابی و نیز در نهادهای انقلابی و عقبه و امتداد جبهه انقلاب در جامعه تغییرات بسیاری صورت گرفت. نوعی از هم پاشیدگی در جبهه انقلاب و سامان دهی آنها در جبهه سیاست و حكومت اتفاق افتاد.
برخی از این اصلاحات با چالش نرم و پنهانی با رهبری و نیروهای انقلاب همراه شد ولی سر و صدای آن بلند نشد كه در ادامه شرح برخی از اصلاحات سیاسی و فرهنگی در دولت‌های پس از انقلاب می‌آید.

اصلاحات سیاسی
در دوره آقای هاشمی فضای سیاسی كشور بسته شد. فضای نقد و گفت‌وگو محدود شد تا جایی كه رهبر انقلاب به دانشگاه تهران رفت و در جمع دانشجویان گفت: خدا نیامرزد كسانی را كه می‌گویند دانشجو نباید سیاسی باشد.

در دوران آقای خاتمی وضعیت سیاسی كشور تغییر كرد. اصلاحات سیاسی ابتدا برای بازگشت به آزادی‌های دوران انقلاب شروع شد. رهبری هم به علت انتقاداتی كه به دوران آقای هاشمی در عرصه سیاسی و فرهنگی داشتند از آقای خاتمی و در سه سال اول دولت ایشان حمایت جدی كردند. ولی از سال سوم كنترل از دست آقای خاتمی خارج شد. اصلاحات سیاسی راه خود را كج كرد و با عبور از انقلاب و شعارهای آن شدت گرفت. اوج این انحرافات جایی بود كه عده‌ای از طرفداران ایشان گفتند اندیشه‌های امام را باید به موزه تاریخ سپرد. رهبری و نیروهای انقلاب از آقای خاتمی فاصله گرفتند.

تغییرات سیاسی
لازمه اصلاحات اقتصادی در دولت‌های آقایان هاشمی و خاتمی مدارا كردن با غرب با حفظ استقلال كشور بود. لذا در سیاست خارجی ایران هم اصلاحاتی به وجود آمد. صدور انقلاب تنها به لبنان، عراق، افغانستان و فلسطین محدود شد، ایران در تمامی مجامع بین‌المللی شركت كرد از نظر اقتصادی مبادلات با بیشتر كشورها از جمله آمریكا مجاز شمرده شد. ایران حمله و تجاوز عراق به كویت را محكوم كرد با كشورهای مرتجع منطقه كه در دهه اول انقلاب اسلامی آنها را مورد انتقاد قرار می‌داد و با رفتارهای انقلابی با آنان برخورد می‌كرد.با دیپلماسی همكارانه رفتار كرد. با وجود آنكه امام فرموده بودند كه ما اگر از صدام بگذریم از آل سعود نمی‌گذریم ولی در سیاست‌های پس از جنگ مسئولان كشور راهی جز تعامل با آل سعود نمی‌دیدند.

هر چند كه این نوع سیاست‌ها از بسیاری از تهدیدات جلوگیری كرد ولی دنیای غرب هیچ راهی را برای تعامل برابر و استفاده ایران از فناوری و دانش و بازارها و سرمایه غربی جلوی روی ما باز نگذاشت.در دوره آقایان خاتمی و هاشمی كه بیشتر مماشات و تساهل با غرب صورت گرفت، تحولی عملی و واقعی از طرف غربی‌ها صورت نگرفت. نه در بعد تكنولوژی و نه در بعد سرمایه‌گذاری خارجی و نه در بعد باز كردن بازارهای خود بر روی ایران و الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی كاری از پیش نرفت. در مقابل همكاری‌های هسته‌ای و شفاف سازی برنامه‌های هسته‌ای ایران، رفتار نامناسبی در پیش گر فتند و ایران را تحریم كردند. در مقابل نرم كردن ادبیات سیاست خارجی و گفت‌وگوی تمدن‌ها و محكوم كردن حمله صدام حسین به كویت و دفاع از انقلابیون افغانی در مقابل طالبان، بنا را بر زیاده‌خواهی گذاشتند. حتی در ادامه رفتار نامناسب خود در زمان آقای بوش ایران را محور شرارت نامیدند. چند بار تصمیم به حمله به ایران گرفتند و لی ایران با اقدامات پیش دستانه ترفند آنها را خنثی كرد. نقش رهبر انقلاب اسلامی و آمادگی نیروهای مسلح كشور و افشاگری نیروهای سیاسی داخلی و خارجی نقش بازدارنده مهمی را ایفا كرد.

اصلاحات فرهنگی
آقای هاشمی روزی به من گفت كه من در سال‌های اول ریاست جمهوری امور فرهنگی را از سیاست‌گذاری تا اجرا به رهبر انقلاب واگذار كردم ولی آقای هاشمی پس از مدتی خود نوعی ارزش‌های جدید فرهنگی را تبلیغ و ترویج كرد. خطبه‌های نماز جمعه ایشان در آن دوران موجود است.

صحبت‌ها و مباحث ایشان به سوی اصلاح فرهنگی نه در فرهنگ گذشته قبل از انقلاب بلكه به سوی اصلاح فرهنگی و ارزش‌هایی كه پساز انقلاب در بین نیروهای انقلابی رواج پیدا كرده بود،‌متمایل شد. رهبری و نیروهای انقلاب از همان ابتدا در مقابل این تجدید نظر موضع گرفتند. البته نیروهای انقلاب دو گروه شدند. عده‌ای از افراد كه بیرون از سپاه بودند به روش‌های افراطی كشیده شدند ولی بخش اعظمی از نیروهای انقلاب كه در درون سپاه و بسیج بودند احترام آقای هاشمی را كاملا نگه می‌داشتند ولی نگرانی و ناراحتی خود را به صورت نامه‌های محرمانه یا در جلسات خصوصی اظهار می‌كردند.
اگر زمانی آن نامه‌ها منتشر شود كاملا پیداست كه اختلاف نظرها كجا بوده است. در اینجا تنها به یكی از این نامه‌ها اشاره می‌كنم تا عمق نگرانی‌ها و دغدغه‌های نیروهای انقلاب بیان شده باشد:

محضر مبارك فرماندهی معظم كل قوا
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای دام عزه
سلام علیكم
چندی پیش (قریب به دو ماه) نامه‌ای برای سرور عزیزم آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و در آن نامه‌ از عدم توجه ادارات دولت ایشان به بسییجی‌ها و سپاهی‌ها گله كردم و قصد آن را نداشتم كه جنابعالی را از محتوای این نامه با اطلاع سازم. ولی چون آقای لاریجانی وزیر محترم ارشاد به آقای ذوالقدر گفتند كه آقای هاشمی از این نامه ناراحت شدند، فكر كردم مصلحت نیست كه جنابعالی از این نامه بی‌اطلاع باشید لذا به پیوست ، نامه را خدمت شما می‌فرستم. جنابعالی مطلع هستید كه اینجانب چه میزان از آقای هاشمی دفاع كرده‌ام. (و انشاءالله خواهم كرد) ولی به همان دلیل و انگیزه‌ای كه دفاع كرده‌ام و به دلیل احساس خطری كه از تضعیف ایشان می‌نمایم این نامه را به ایشان فرستادم.

من به روشنی می بینم كه چگونه تكنوكرات‌ها كه از اساس مخالف روحانیت و ایشان هستند چگونه دارند با ده‌ها اقدام بی‌صدا ریشه حاكمیت سیاسی روحانیت را در این كشور تضعیف می‌كنند و با بی‌وفایی كامل نسبت به آقای هاشمی و روحانیت به آن سویی كه خودشان می‌خواهند نظام را می‌كشانند. برای آنها ظاهرا مهم نیست كه امثال آقای هاشمی شكست بخورند برای آنها این مهم است كه وضع فعلی را یك قدم به سوی غرب زدگی ببرند و آن را به دست كسانی بسپارند كه از دست روحانیت و سربازان وفادار آن كه سپاه و بسیج باشد، زخم اساسی خورده و به جان همه ما تشنه‌اند.

من به عنوان یك سرباز روحانیت دست جنابعالی را می‌بوسم كه آقای هاشمی را از این خطر بزرگ نجات دهید. انقلاب اسلامی و امام راحل‌مان و حوزه بزرگ شیعه برای امثال آقای هاشمی بهای بزرگ پرداخته‌اند و زحمت طاقت فرسایی كشیده‌اند.

خدا را شاهد می‌گیرم كه من به آقای هاشمی علاقمند هستم آرزو می‌كنم كه ایشان با سربلندی این سه سال باقیمانده ریاست جمهوری را طی كند و خدای ناكرده به شخصیت سیاسی ایشان لطمه‌ای وارد نشود.
سرباز جنابعالی
محسن رضایی

اصلاحات فرهنگی آقای خاتمی
در دوران آقای خاتمی تجدید نظر در مسائل فرهنگی بیشتر شد، تا جایی كه ایشان گفتند اگر دین در مقابل آزادی قرار بگیرد، دین شكست می‌خورد. در حالی كه دین و آزادی در دوران امام وارد یك خانه شد و با هم زندگی مسالمت‌آمیزی داشتند. در این مدت كه ربع قرن می‌شود قوه مجریه و دولت در اختیار چپ بود و اگر محدودیتی درست شده بود در همین دوران بود.

فلسفه و ادبیات غرب در دوران ایشان با گسترش بیشتری وارد گفتمان عمومی جامعه و اداره كشور گردید. غرب‌زدگی توسعه یافت. هنجارشكنی‌های دینی و مذهبی بیشتر شد. مقدسات دینی زیر سؤال رفت. عرف‌گرایی باب گردید. تساهل و تسامح در فروع به سوی اصول هم تمایل پیدا كرد كه متدینین را به نقطه جوش رساند و سر و صداهایی ایجاد كرد.

اصلاحات فرهنگی اخیر
تجدید نظرهای فرهنگی در دوران آقای احمدی‌نژاد ادامه پیدا كرد. حداقل این است كه اطرافیان ایشان به جای اصلاح در فرهنگ دویست ساله قبل از انقلاب كه به جامعه ما به ارث رسیده به تجدید نظر در ارزش‌های انقلاب اسلامی روی آورده‌اند. و همان مسیر آقایان هاشمی و خاتمی در ابعاد دیگری ادامه یافت. هر چند برخی از ارزش‌های انقلابی در دوران آقای احمدی‌نژاد تقویت شد.

ایستادگی ایشان در مقابل آمریكا و اسرائیل هر چند كه از قواره عمومی انقلاب تندتر بود و حتی تعبیر ماجراجویی به خود گرفت ولی از مهمترین بخش تقویت ارزش‌های انقلاب را به خود اختصاص داد. عدالت محور بسیاری از طرح‌های وی را به خود اختصاص داد. كاهش فاصله میان مسئولان و مردم و قاطی شدن دولت با آنها از اقدامات خوب ایشان بوده است.

در بعد معرفت اسلامی نوعی انسان‌گرایی جدید در افكار ایشان راه یافت كه با فلسفه اسلامی كه تاكنون ارائه شده در تعارض است. تفسیرهای جدیدی از دین رواج پیدا كرده كه مورد تائید مراجع دینی نیست. تعابیری كه درباره فلسفه انتظار صورت می‌گیرد بیشتر بر حدس و گمان استوار است تا علم و معارف اسلامی اداره دولت بیشتر بر مبنای طریقت و نوعی الهام‌گیری استوار است. تا مشورت با نخبگان و استفاده از شریعت.

تجدیدنظرهایی هم در برخی از ارزش‌های انقلاب صورت گرفته است. نوعی ملی‌گرایی جدید در دولت شروع شده است كه با سابقه گروه همفكران آقای احمدی‌نژاد ارتباط ندارد. پرخاشگری در رفتارها و كم توجهی به جنبه‌های اخلاق موجب شده است كه ارزش‌های اخلاقی در این دوره ضعیف شود. حتی در برخی از نیروها مدعی انقلابی بودن ادبیات غیرمودبانه راه پیدا كرده است. مادی‌گرایی از نوع دیگری گسترش پیدا كرده است. بازگشت به ارزش‌های قبل از انقلاب هم سر وكله‌اش پیدا شده است.

چه باید كرد؟
باوجود اینكه دولت‌های ایران در طی دو دهه در سیاست خارجی و تعامل با خارج و در ابعاد داخلی و فرهنگی تغییراتی دادند غرب به انتظارات ایران جوابی نداد. یعنی تكنولوژی و دانش فنی مهمی به كشور وارد نشد. سرمایه‌گذاری خارجی به كشور سرازیر نشد و علاوه بر آن ایران را هم در تعاملات بین‌المللی دخالت نمی‌دادند.

در سال‌های اخیر هم رویارویی تازه‌ای را با ایران شروع كرده‌اند. امروز غرب با تحریم‌های اقتصادی می‌خواهد پیشرفت ما را به گروگان بگیرد تا ما آینده نظام روابط خود را در منطقه و نفوذ كشور را با آن معامله كنیم. درست مشابه حمله عراق به ایران كه در آنجا سرزمین‌های ما را گرفتند تا ایران استقلال خود را در مقابل آزادسازی سرزمین‌هایش به آنها معامله كند.

حال در مقابل این رویارویی تازه غرب چه باید كرد؟ هر چند اصلاحات اقتصادی در گذشته لازم بود. ولی ما به نوآوری‌هایی در اداره جامعه و كشور نیاز داریم. واقعیت آن است كه روش‌های اصلاحی آقایان هاشمی و خاتمی در اقتصاد و فرهنگ جامعه نمی‌تواند آینده را بسازد و در گذشته نشان داده كه نتوانسته آرمان‌ها و انتظارات ملت ما را كاملا پاسخ دهد. بازگشت به گذشته شكستی بزرگ است هر چند بازگشت به انقلاب نجات ملی است.

قضاوت نهایی در‌باره دولت آقای احمدی‌نژاد را باید به آینده واگذار كنیم. باید منتظر بمانیم تا ببینیم در طی دو سال آینده وی به چه كارهایی جدیدی دست می‌زند و فعالیت‌های نیمه تمام را به كجا می‌رساند.


ارسال توسط نیما
آرشیو مطالب
نظر سنجی
نحوه برخورد با سران فتنه ؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
لوگوی فتنه نیوز

قالب وبلاگ

پیامک عاشقانه